سديد الدين محمد غزنوى

مقدمه 55

مقامات ژنده پيل ( فارسى )

دردمند و دردنوشم روز و شب * عاشقانه در خروشم روز و شب احمد ص 21 : مست جام شوق يارم روز و شب * زان خمار اندر خمارم روز و شب 2 - نعمت ص 403 : چشم مستت بخواب مىبينم * لعبتى بىنقاب مىبينم احمد ص 103 : ماه را در نقاب مىبينم * بحر را در حباب مىبينم 3 - نعمت ص 81 : عاشقى و باده‌نوشى كار ماست * نقل بزم عاشقان گفتار ماست احمد ص 39 : عاشقى و بينوائى كار ماست * بينوائى نيست گر او يار ماست 4 - نعمت ص 98 : آمد ز درم نگار سرمست * رندانه و جام باده بر دست صد فتنه ز هر كنار برخاست * او مست درين ميانه بنشست احمد ص 46 : سرمست رسيد جام در دست * در حلقهء ما نگار سرمست برخاست قيامتى در آن دم * كو آمده در ميانه بنشست 5 - نعمت ص 293 : عاشقان اول ز جان باز آمدند * آن گهى در عشق جانباز آمدند خون دل در جام جان كردند از آن * با لب معشوق دمساز آمدند احمد ص 73 : عاشقان در عشق جانباز آمدند * در هواى جان ز جان باز آمدند